آدرس هفتگي
تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 80

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2010/05/28


  • کاربران جاري: 6 نفر
  • بازديد هاي امروز: 85
  • بازديد هاي ديروز: 758
  • مجموع بازديد ها: 87337410
  • امور پشتيباني


    09138822309

    پخش آنلاين

    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help

    لينك به ما
    وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

    و یا به صورت متن
    آرشیو ماهیانه
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان

    خواب امام حسین بر روی اسب و علی اكبر

    دسته: امام حسین (ع), حضرت علی اکبر(ع),  

        كاروان كه به سوی كربلا حركت می كرد (در همین مسیر قصر بنی مقاتل ) وجود مقدس حضرت ابی عبدالله روی اسبشان خوابشان می برد طولی نمی كشد كه سر را بلند می نماید و می فرماید انا لله و انا الیه راجعون (آیه استرجاع بقره 156) تا این جمله را فرمود همه اصحاب به یكدیگر گفتند این جمله برای چه بود؟ آیا خبر تازه ای است؟ فرزند عزیزش همان فرزندی است كه ابی عبدالله او را خیلی دوست داشت همان فرزندی كه شبیه ترین افراد به رسول اكرم بود حضرت علی اكبر (ع) جلو آمد و عرض كرد یا ابتالم استرجعت ؟ چرا آیه استرجاع را قرائت نمود . حضرت : در عالم خواب صدای هاتفی به گوشم رسید كه می گفت القوم یسیرون والموت تسیربهم این قافله حركت می كند در حالیكه مرگ این قافله را حركت می دهد.

        از صدای هاتف این طور فهمیدم كه سرنوشت ما مرگ است اینها حضرت علی اكبر (ع) خیلی زیبا و پر معنادار است همان حرفی كه حضرت اسماعیل به حضرت ابراهیم می گوید كه (وقتی ابراهیم به اسماعیل می گوید فرزند مكرر در عالم رویا می بینم و می فهم كه از طرف خدا مامورم سر تو را ببرم این فرزند می گوید یا ابت افعل ما تومر ستجدنی ان شاءالله  من الصابرین صافات 102 (پدر جان امر خداوند را انجام بده بدان انشاءالله از صابرین خواهی یافت) وقتی ابراهیم می خواهد سر اسماعیل را ببرد چنین به او وحی می شود فلما اسلما و قله للجبین ونا دیناه ان یا ابراهیم قد صدقت الرویا صافات 104) ما نمی خواستیم كه سر فرزندت را ببری هدف ما آن نبود و در آن كار فایده ای  نبود هدف این بود كه معلوم شود پدر و پسر در مقابل امر خداوند چقدر تسلیم هستید؟ این تسلیم را هر دو نشان دادید پدر تا سر حد قربان دادن و پسر تا سرحد قربانی شدن ، ما بیشتر از این نمی خواستیم سر فرزندت را نبر)

        علی اكبر (ع) هم فرمود پدرجان او لسنا علی الحق؟ مگر نه این است كه ما بر حقیم؟ چرا فرزندم علی اكبر كه وقتی مطالب از این قرار است ما به سوی هر سرنوشتی كه می رویم ، برویم. حضرت حسین (ع) به وجد آمد و این شادی را از این دعای ایشان می توان فهمید (فرمودند من قادر نیستم پاداشی را كه شایسته پسری چون تو باشد را بدهم از باریتعالی می خواهم خدا با تو آن پاداشی را كه شایسته این فرزند است به جای من بده) جزاك الله عنی خیرالجزاء  قربان شما ای اباعبدالله حالا در نظر بیاورید بعد از ظهر عاشورا چگونه جلوی پدر جان می دهد.

    <

    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] |
    جستجو در وب

    مطالب تصادفي
    مطالب بخش شهدا