آدرس هفتگي
تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 80

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2010/05/21


  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 439
  • بازديد هاي ديروز: 535
  • مجموع بازديد ها: 87277477
  • امور پشتيباني


    09138822309

    پخش آنلاين

    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help

    لينك به ما
    وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

    و یا به صورت متن
    آرشیو ماهیانه
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان

    شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع), عاشوراييان,  


       حضرت عباس وقتی دید بیشتر یاران امام به شهادت رسیدند به برادرانش (عثمان - جعفر- عبدالله) فرمود پیش از من به میدان بروید و فدا شوید تا من شهادت و اخلاص شما را نسبت به خدا و رسولش بچشم ببینم. همگی به نوبت اطاعت كردند و بعد از اذن از امام به میدان رفتند و به شهادت رسیدند وقتی حضرت ابوالفضل(ع) تنهایی خودش را می بیند جلو می آید و عرض می كند مولا به من اجازه بدهید منهم بروم امام گریه سختی نمودند و فرمودند تو علمدار من هستی حضرت عباس(ع) عرض كرد دیگر طاقت ندارم، سینه ام تنگ شده از زندگانی دنیا بیزارم می خواهم از این گروه منافق خونخواهی كنم مولا فرمود حال كه می خواهی بروی، برو مقداری آب برای فرزندان بیاور، قبلا به حضرت عباس لقب سقا داده بودند برای اینكه یكی دو نوبت در شبهای گذشته توانسته بود برود صف دشمن را بشكند و برای اطفال آب بیاورد و اینطور نبود كه سه شبانه روز در آن گرمای عراق آب نخورده باشند بلكه سه شبانه روز آب برای آنها ممنوع بود و شریعه فرات را بسته بودند حتی شب عاشورا، آب تهیه كردند و غسل شهادت نمودند وقتی امام به حضرت عباس فرمود حالا كه عزم رفتن داری برو آب بیاور حضرت عباس عرض كرد چشم. ببینید چقدر منظره باشكوهی است چقدر عظمت و شجاعت و دلاوری و انسانیت و معرفت و شرافت و فداكاری یك تنه خودش را به جمعیت سر تا پا مجهز به سلاح می زند در برابر سپاه دشمن می ایستد و به پند و اندرز می پردازد ولی آنها را سودی نمی بخشد عباس(ع) خدمت امام می رسد و آنچه از لشكر عمر سعد دید به امام رساند حضرت عباس ناگهان صدای كودكان را شنید كه فریاد می زدند العطش العطش برای حضرت عباس خیلی سخت بود صدای العطش كودكان را بشنود و كاری نكند از اینرو سوار اسب شد و نیزه به دست گرفت و مشك آبی را همراه خود برد و به طرف شط فرات راهی شد شریعه فرات با 4 هزار نیرو محافظت می شد اسب را داخل آب    می برد اول مشك را پر از آب می كند و بدوش می اندازد حضرت عباس تشنه است و هوا بسیار گرم. زمان واقعه عاشورا به


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    دوران كودكی حضرت عباس(ع)

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)، در روز چهارم ماه شعبان به دنیا آمدند.

    در روزهاى كودكى حضرت عباس(علیه السلام)، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثیر مى‏نهاد. او از دانش و بینش حضرت على(علیه السلام) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پویایى فرزندش، فرمود: همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گیرد، از من معارف فرا گرفت.
    گاه كه حضرت علی (علیه السلام) با نگاه بصیرت‏ آمیز خود آینده حضرت عباس(علیه السلام) را نظاره مى‏كرد، با لبخندى رضایت ‏آمیز، سرشك غم از دیدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گریه مى‏پرسید، مى‏فرمود: دستان عباس در راه یارى حسین قطع خواهد شد.

    در آغازین روزهایى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد،حضرت علی(علیه السلام) به فرزندش فرمود: بگو یك.
    حضرت عباس(علیه السلام) گفت: یك.
    حضرت ادامه داد: بگو دو.
    حضرت عباس(علیه السلام) خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به یگانگى خوانده ‏ام، دو بگویم.
    پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ایام نوجوانى و جوانى حضرت عباس(علیه السلام) فراهم كرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه حضرت علی (علیه السلام) با نگاه بصیرت‏ آمیز خود آینده حضرت عباس(علیه السلام) را نظاره مى‏كرد، با لبخندى رضایت ‏آمیز، سرشك غم از دیدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گریه مى‏پرسید، مى‏فرمود: دستان عباس در راه یارى حسین قطع خواهد شد.
    حضرت در باره تكامل و پویایى فرزندش، فرمود: همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گیرد، از من معارف فرا گرفت.

    آنگاه از مقام و عظمت فرزند دلبندش نزد خداوند چنین خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند.

    محبت پدرى گاه حضرت على(علیه السلام) را بر آن مى‏داشت تا پاره تنش را ببوسد ، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اینرو لحظه‏اى حضرت عباس(علیه السلام) را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل حضرت على(علیه السلام) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زیست، همیشه در كنار او حضور داشت.

    در ایام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفین پیش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاوید آفرید.

    برگرفته از: سایت حضرت ابوالفضل (ع)، با تصرف


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    کرامت حضرت عباس (ع)درنجات مردي که از بالاي گنبد او سقوط کرد

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده: باقر شريف قرشي

    «سيد جاسم طوير جاوي» براي من روايت کرد در حالي که بر منبر بود و گفت: در شهر کربلا مردي به اسم «حاج عباس سلماني» بود. يک روز مشغول تميز کردن مهتابي هاي داخلي در بالاي قبه ي مطهره ي مولا ابوالفضل العباس (ع) بود، در يک لحظه پايش لغزيد و از بالاي گنبد به زمين سقوط کرد پس از آنکه سرش در اثر برخورد با زمين شکافت مردم گفتند او مرده است ولي فوراً او را براي معالجه به بيمارستان بردند که شايد زنده باشد. در روز صبح بعد يکي از آشنايان با من تماس گرفت و به من گفت: حاج عباس شفا پيدا کرده است وقتي من اين خبر را شنيدم گمان کردم او با من شوخي مي کند. گفتم: کجا آن مرحوم را دفن مي کنند؟ به من گفت: به خدا قسم او شفا گرفته و در قيد حيات است و مي تواند از بيمارستان برود بيا خودت آن را ببين. فوراً من به بيمارستان رفتم و با دو چشم خودم ديدم که شفا يافته است و شير مي خورد و پزشکش به نام هادي عباسيچي در کنار اوست. و به من گفت: اي سيد وقتي حاج عباس را پيش من آوردند توانستم بفهمم که دو تا پنج دقيقه ي ديگر مي ميرد. چون چيزي نبود که به حساب بيايد. حاج عباس براي من اظهار کرد وگفت: آقا نمي دانم بعد از سقوط چه حادثه اي اتفاق افتاد. من براي خودم تصور مرگ را کردم و اينکه زمان آن نزديک شده و در زمان سقوط، مردي را ديدم که عمودي در دست داشت و به من گفت تسليم شو، تسليم شو، به او گفتم من مرد فقيري هستم و زن و چند بچه دارم، آن ها کسي را ندارند مرا به خود واگذار. دوباره گفتار خود را تکرار کرد و در اثناء اين گفت و گو عباس (ع) را ديدم که مرا از دور صدا زد و نزديک من آمد و به مرد گفت از او دور شو، به زودي مي بيني که اين مرد سرش شکافته آن گونه که سر من در روز طف به سبب دفاع از قداست و شرف محمدي اصيل شکافته ش، پس او را رها کن. او مرا رها و از من فرار کرد. ابوالفضل العباس(ع) به سر من دست مي کشيد و به من گفت: اي حاج عباس بلند شو تو شفا گرفتي و هيچ مرضي نداري و عصر امروز از بيمارستان خارج مي شوي ولي آنجا يک لامپ کوچک در مناره ي شرقي از حرم من خاموش شده است از حرم من برو و آن را روشن کن و نگذار چراغ هاي ما خاموش شود و اين چيزي است که دشمن را خوشحال مي کند.
    منبع:مجله راه قرآن شماره 22

     


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    حضرت عباس (ع)؛ آيينه شجاعت و کرم

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده:سميه سادات منصوري و فاطمه جوادي
    به گفته صاحب منتهي الارب، عباس را به صيغه مبالغه گفتند و اين به دليل شدت شجاعت و صولت او بود. عباس به معناي شير بيشه نيز هست. از اين رو، بيشتر او را به شير غضبناک در ميدان تعبير کرده اند. عباس به فتح و تشديد ثاني، به معناي شير درنده است. نام عم پيغمبر هم عباس بود. فرزندحضرت علي (عليه السلام) ، عباس از زني است که بعد از وفات حضرت زهرا (عليها السلام) به نکاح امام علي (عليه السلام) در آمده است. چون عباس ، شجاعانه و مانند شير غضبناک در جنگ ها حمله مي کرد، او را عباس مي گفتند. عباس را پسري بوده فضل نام که داراي کمالات ظاهري و معنوي بوده است. لقب ابالقربه را هم از آن رو بر او نهاده اند که از کودکي سقايي مي کرد.
    يکي از معاني اطلس را شجاعت و درندگي نوشته اند و چون عباس (عليه السلام) شجاع بود و از کثرت شجاعت صفوف دشمنان را مي دريد، به ايشان اطلس گفته اند. همچنين شايد به اين سبب به ايشان اطلس مي گفتند که صورتش، سرخ تيره و بنفش بوده يا صورتش مو نداشته است. جسارت او نيز مي تواند دليل اين نام گذاري باشد.
    به او قمر بني هاشم هم مي گفتند؛ چون صورتش مانند ماه درخشان و وجيه المنظر بوده است.(1)


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    نقش‏آفرینی حضرت عباس(ع) در حماسه عاشورا

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده: ابوالفضل هادی‏منش

    آب‏رسانی

    روز هفتم محرم، سه روز پیش از شهادت امام، عبیداللّه به عمر سعد نگاشت: «...به هوش باش! وقتی نامه‏ام به دستت رسید، به حسین(علیه‏السلام) سخت بگیر و اجازه نده از آب فرات حتی قطره‏ای بنوشد و با آنان همان کاری را بکن که آنان با بنده پرهیزگار خدا عثمان بن عفان کردند. والسلام.»1
    امام، حضرت عباس(علیه‏السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا بیست مشکی را که همراه داشتند، پر از آب نمایند و به اردوگاه امام بیاورند. پانصد سواره‏نظام دشمن در کرانه فرات استقرار یافته و مانع برداشتن آب شدند. حضرت عباس(علیه‏السلام) به مبارزه با نگاهبانان فرات پرداخت و افراد پیاده، مشک‏ها را پر کردند. وقتی همه مشک‏ها پر شد، حضرت عباس(علیه‏السلام) دستور بازگشت به اردوگاه را داد و محاصره دشمن را شکسته و توانست آب را به اردوگاه برساند.2
    از آن پس حضرت عباس(علیه‏السلام) به «سقّا» مشهور شد.3 یکی از شعارهای بنی‏امیه در مقابله اهل‏بیت(علیهم‏السلام)خونخواهی عثمان بوده است. اما ادعای عبیداللّه در این نامه افترایی بیش نیست؛ زیرا امام علی(علیه‏السلام) و فرزندان او آب را بر عثمان نبستند و این قاتلین عثمان بودند که برای بیرون کشیدن او از خانه‏اش آب را به خانه او بستند و در واقع این امیرمؤمنان(علیه‏السلام)بود که در اعتراض به این حرکت، به امام حسین(علیه‏السلام) دستور داد تا به او و خانواده‏اش آب برساند.4


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    حضرت عباس (ع)؛ اسوه ایثار

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده: ابوالفضل هادی منش
    اشاره:
    یکی از راهکارهای سازنده و دقیق در گسترش هر فرهنگ الگوسازی و معرفی و بهره برداری های شخصیتی از اسوه ها و قهرمانان آن فرهنگ است؛ زیرا آدمی به طور ذاتی می کوشد از شخصیت های برجسته ی مکتب خویش تأثیر پذیرد و رفتار خود را با شیوه ی رفتاری آنان سازگار کند. در فرهنگ عاشورا، میراثی گران بها وجود دارد که مجموعه ای از بهترین اسوه ها را در خود گرد آورده است. حضرت عباس علیه السلام نیز بهترین سرمشق برای نسل جوان به شمار می رود. معرفی این چهره ی برجسته و فداکار، گامی بزرگ در توسعه ی فرهنگی جامعه در سطح کلان و تلاشی سودمند برای فرهنگ سازی جوانان خواهد بود.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    شخصيت حضرت عباس (ع) پيش از واقعه کربلا

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده:ابوالفضل هادي منش
    اشاره
    زندگانى حكمت‏آميز و غرور آفرين پيشوايان معصوم عليهم‏السلام و فرزندان برومندشان، سرشار از نكات عالى و آموزنده در راستاى الگوگيرى از شخصيت كامل و بارز آنان بوده و نيز درسهاى تربيتى آنان نسبت به فرزندان خويش، در تمامى زمينه‏هاى اخلاقى و رفتارى، سرمشق كاملى براى تشنگان زلال معرفت و پناهگاه استوارى براى دوستداران فرهنگ متعالى اهل بيت عصمت عليهم‏السلام و به ويژه براى نسل جوان، خواهد بود.زندگانى پرخير و بركت اهل بيت عليهم‏السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است و پرداختن به بُعد حماسى و عرفانى زندگانى آنان و فرزندانشان كه در معرض پرورش و تربيت ناب اسلامى قرار داشته‏اند، براى عامه مردم و بويژه جوانان، جذّاب و گام مؤثرى در عرصه تبليغ دينى خواهد بود.اين نوشتار سعى دارد با بررسى زندگانى حضرت عباس عليه‏السلام پيش از رويداد روز دهم محرم سال 61 هجرى، با نگاهى به فعاليتهاى دوران نوجوانى و شركت وى در جنگها، چهره روشن‏ترى از ابعاد حماسى شخصيت آن حضرت را به تصوير كشد.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    ویژگي هاى روحى حضرت عباس (ع)

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده: علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشي
    سـرورمـان عـبـاس (عليه السّلام) دنيايى از فضايل و نيكى بود. هر صفت نيك و گرايش والا را كـه بـتـوان تـصـور كـرد، جـزء ذاتـيـات او بـود و هـمـين افتخار او را بس ‍ كه زاده امـيـرالمـؤ مـنـيـن (عـليـه السـّلام) داراى تـمـامـى فـضـايـل دنـيـا بـود. ابـوالفـضـل هـمـه فـضـيـلتـهـا و صـفـات پـدر را بـه ارث بـرد تـا آنـكـه نزد مسلمانان سَمبل هر فضيلتى و نماد هر ارزشى والا گشت .
    در اينجا به اختصار برخى صفات حضرت را ياد مى كنيم :

    1 ـ شجاعت

    دليـرى و شـجـاعـت ، گـويـاتـريـن نـشان مردانگى است ؛ زيرا نشانه قوت و استوارى و ايـسـتـادگـى در بـرابـر حـوادث مـى بـاشـد. ابـوالفـضـل ايـن صفت والا را از پدرش كه شـجـاعترين انسان هستى است و داييهايش كه از دلاوران نامدار عرب بودند و در ميان ساير قبايل بدين صفت مشهور بودند، به ارث برده بود.
    ابـوالفـضـل دنـيـايـى از قـهرمانيها بود و آنگونه كه مورخان گفته اند در جنگهاى همراه پدرش هرگز ترسى به خود راه نداد. روز عاشورا نيز آنچنان شجاعتى از خود نشان داد كـه زبـانـزد تـاريخ گشت . ابوالفضل در اين روز كه از حماسى ترين روزهاى تاريخ اسلام است ، در برابر انبوه دشمنان ـ كه دشت را پر كرده بودند ـ آنقدر دلاورى نشان داد كـه شجاعان قوم را متزلزل و عامه سپاهيان را هراسان كرد و زمين ، زير پايشان لرزيد و مـرگ بـر آنـان سـايـه افـكـنـد تـا آنـجـا كـه بـه حـضـرتـش ‍ پـيـشـنـهـاد فـرمـانـدهـى كـل سپاه را ـ در صورت كناره گيرى از يارى برادرش ـ دادند. ليكن عباس بر آن تمسخر زد و بر ايمان و عقيده اش و دفاع از آرمان مقدسش ‍ افزوده شد.
    شـجـاعـت و دلاورى حـضـرت عـبـاس (عـليـه السّلام) در روز عاشورا براى به دست آوردن سـودى مـادى از ايـن زنـدگـى نـبـود، بـلكـه دفـاع از مقدّسّترين آرمانهاى مجسم در نهضت برادرش سيدالشهداء بزرگترين مدافع حقوق محرومان و ستمديدگان به شمار مى رفت .


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    کرامات حضرت عباس (ع)

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    نويسنده: على ميرخلف زاده

    مصيبت وارده

    حضرت حجة الاسلام والمسلين حاج آقاى نمازى منبرى معروف اصفهان از قول صديق شريفشان فرمود: دو چيز در حرم ديدم ، يكى : در صحن آقا حضرت قمر بنى هاشم ع و آن در شب جمعه اى بود كه من وعِدّه ديگرى مشغول كار بوديم ، ديدم يك دسته پرنده كه مثل مرغابى بودند آمدند دور گنبد امام حسين علیه السلام و دور گنبد حضرت اباالفضل ع دور زدند مثل اينكه مى خواستند تعظيم كنند سر فرود آوردند و رفتند، ما دست از كار كشيديم و به اين صحنه نگاه مى كرديم .
    دوم : شب كه آمديم حرم آقا اباالفضل علیه السلام ، جوانى را مشاهده كرديم كه به مرض روانى مبتلا بود و سه چهار نفر هم از عهده او برنمى آمدند، و با زنجير پايش را به ضريح بسته بودند.
    زيارت و كارهايمان را كرديم و به منزل رفتيم و صبح آمديم كه زيارت كنيم و به كار مشغول شويم ديديم اين جوانى كه هيچكس از عهده او بر نمى آمد، آرام شده ، ولى زنجير هنوز به پايش بسته است ، اما طرف ديگر زنجير كه به ضريح بسته بود باز شده است .
    خادم زنجير را هم از پايش باز كرد، و زوار نيز به جوان پول مى دادند.
    به پدرش گفتيم : فرزند شما چه مرضى داشت ؟!
    پدرش گفت : اين فرزند يك قسم نا حق به حضرت خورده بود، و از آن ساعت حواس پرتى پيدا كرد، هر جا هم كه برديم نتيجه اى نگرفتيم ، آورديمش اينجا و متوسل به حضرت ابوالفضل علیه السلام شديم خلاصه حضرت شفايش دادند.
    فردا شب هم كه او را ديديم داشت وضو مى گرفت كه به حرم آقا حضرت امام حسين علیه السلام برود.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    عظمت‏ حضرت عباس (ع) و عزای مادر

    دسته: حضرت ابا الفضل (ع),  


    چه کم و کسری در زندگی عباس بن علی، همان طوری که مقاتل معتبر نوشته‏اند، وجود دارد؟

    قبلا اگر نبود برای ابوالفضل جز همین یک افتخار، با ابو الفضل کسی کاری نداشت. با هیچ کس غیر از امام حسین کاری نداشتند.خود امام حسین هم فرمود اینها فقط به من کار دارند و اگر مرا بکشند به هیچ کس دیگر کاری ندارند. وقتی که شمر بن ذی الجوشن از کوفه می‏خواهد حرکت کند بیاید به کربلا،یکی از حضاری که در آنجا بود و از طرف مادر[با ابوالفضل علیه السلام]خویشاوندی داشت،به ابن زیاد اظهار کرد که بعضی از خویشاوندان مادری ما همراه حسین بن علی هستند،خواهش می‏کنم امان نامه‏ای برای آنها بنویس.ابن زیاد هم نوشت.شمر خودش هم در یک فاصله دور[با ابو الفضل علیه السلام نسبت داشت،]یعنی از قبیله‏ای بود که قبیله ام البنین با آنها نسبت داشتند.در عصر عاشورا این پیام را شخص او آورد.حالا عظمت را ببینید،ادب را ببینید! این مرد پلید آمد کنار خیمه حسین بن علی علیه السلام فریادش را بلند کرد:«این بنوا اختنا ، این بنو اختنا» خواهرزادگان ما کجا هستند؟ خواهرزادگان ما کجا هستند؟ ابو الفضل در حضور ابا عبد الله نشسته بود و برادرانش همه آنجا بودند.اصلا جوابش را ندادند تا امام فرمود: «اجیبوه و ان کان فاسقا» جوابش را بدهید هر چند آدم فاسقی است. آقا که اجازه داد ، جواب دادند.آمدند گفتند:«ما تقول؟» چه می‏گویی؟ شمر گفت: مژده و بشارتی برای شما آورده‏ام، از امیر عبید الله برای شما امان آورده‏ام ، شما آزادید ، الآن که بروید جان به سلامت می‏برید.گفتند:خفه شو! خدا تو را لعنت کند و آن امیرت ابن زیاد و آن امان نامه‏ای که آورده‏ای. ما امام خودمان، برادر خودمان را اینجا رها کنیم به موجب اینکه ما تامین داریم؟!


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

     1  |  2 

    بالا
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان
    جستجو در وب

    مطالب تصادفي
    مطالب بخش شهدا