آدرس هفتگي
تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 80

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2010/05/21


  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 451
  • بازديد هاي ديروز: 535
  • مجموع بازديد ها: 87277501
  • امور پشتيباني


    09138822309

    پخش آنلاين

    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help

    لينك به ما
    وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

    و یا به صورت متن
    آرشیو ماهیانه
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان

    بعد از شهادت امام حسین ( ع )

    دسته: امام حسین (ع), عاشوراييان,  


      چه درد است زنان را سربرهنه نگه دارند و جامه هایشان را به تارج ببرند و پاهای مباركشان برهنه و اشك چشمانشان جاری بود و با حالت تحقیرآمیزی اسیرشان كردند. اسرا عاجزانه درخواست كردند ما را نزدیك قتلگاه ببرید آنها را به قتلگاه حضرت بردند وقتی دیده زنان بر شهیدان افتاد، فریاد برآوردند و سیلی به صورت خود می زدند و حضرت زینب (س) با آوازی سوزناك فرمود:  اینها دختران تو هستند كه اسیر گشته اند، بخدا و به پیامبر و ع لی (ع) مرتضی و فاطمه زهرا و حمزه سیدالشهداء، شكایت می كنم. ای محمد (ص) این حسین (ع) توست كه در این دشت، غریبانه افتاده و باد صبا، گرد و غبار بر پیكر او می افكند. این حسین توست كه بدست فرزندان گردنكشان به شهادت رسیده است این حسین توست كه سر او را از تن جدا كرده اند، عمامه و ردای او را به تارج برده اند) خانم زینب (س) طوری نوحه سرایی می كرد كه دشمن و دوست را به گریه انداخت و سپس سكینه، قبر پدر را در آغوش كشید و جمعی اعراب جمع شدند و او را از قبر پدر جدا نمودند. سكینه می گوید وقتی پدرم را به آغوش كشیدم بیهوش شدم در آن حال شنیدم پدرم امام حسین می فرمود شیعیان هنگامیكه آب خنك میآشامید مرا یاد كنید و هر گاه ناله غریب یا شاهدی را می شنیدید برای من گریه نمائید.

    حمیدبن مسلم می گوید همراه شمر ملعون در خیمه ها عبور می كردیم تا به خیمه امام سجاد (ع) رسیدیم دیدیم كه مریض است و در بستر بیماری افتاده است عده از پیادگان كه همراه شمر بودند به او گفتند علی ابن الحسین را نمی كشی؟ می گفتم (حمدبن مسلم) سبحان الله آیا او را هم باید كشت همین بیماری ای كه دارد برایش بس است و كار من همین بود  كه هر كس می آمد تا امام سجاد (ع) را بكشد از او جلوگیری می كردم. چون اراده الهی تعلق گیرد، عدو شود سبب خیر در اینجا چون امام بیمار است  و او و حجت پروردگار است، خداوند دشمنان اهل بیت را در برابر بگیرد به دفاع از او می گمارد و او را به سمت خود آنها نگهداری می كند همچنانكه فرعون به سمت خود، حضرت موسی را پرورش داد و خدا مهر او را در دل وی نهاد لذا خود بیماری امام سجاد یكی از اسباب حفظ او بود كه هم دفاع كردن از او ساقط شود و هم در چشم دشمنان ناتوان آید چون بیماری امام سجاد بسیار سخت و به نظر دشمن بهبودی او ممكن نبود البته بیرحمان ، پوستی را كه در زیر بدن امام سجاد بود كشیدند و به یغما بردند و آن حضرت را با صورت به زمین انداختند در این هنگام عمربن سعد وارد چادر امام سجاد شد و زنان اهل بیت نزد او گرد آمدند و در برابرش فغان كردند تا آن سنگدل بر حال آنها رقت كرد و به یاران خود امر كرد دیگر كسی به خیمه زنان داخل نشود و متعرض آن جوان بیمار نگردند زنان كه رقتی از او مشاهده كردند از آن پلید خواستند كه دستور دهد آنچه را به تارج برده اند به آنان برگردانند تا خود را به وسیله آنها بپوشانند عمر سعد به لشگر خود گفت ولی هیچكس به دستور او عمل ننمود سپس عمر سعد در میان لشگر فریاد زد چه كسی حاضر است داوطلب شود بر پشت و سینه حسین اسب بتازاند؟ 10 نفر كه همه حرام زاده بودند بر اسبان خود سوار شدند كه عبارتند از اسحاق بن حیوه حضرمی - احبش بن مرثه حضر می - اسید بن مالك- حكیم بن طفیل - عمر بن مبیح صیداوی صالح بن وهب - رجاء بن منقذ عبدی - و اخط بن ناعم - سلیم بن خثیمه جعفی هانی بن تثبیت.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    شهادت امام حسین (ع) و حضرت علی اصغر (ع)

    دسته: امام حسین (ع), حضرت علی اصغر (ع), عاشوراييان,  


     امام چه زمانی به میدان رفت تا ظهر عاشورا هنوز عده ای از اصحاب زنده بودند و نماز جماعت را هم خواندند حتی از صبح تا بعد از ظهر عاشورا هر یك از اصحاب كه شهید می شدند خود حضرت آنها را در خیمه شهدا می گذاشت و خودش  به بالین یارانش حاضر می شد حتی با آن شرایط سخت و بحرانی، بیت شریف خود را تسلی می داد و گذشته از اینها سپاه عمر سعد وقتی می بیند كه داغهایی كه امام دیده و حالا تنها مانده است در چنین شرایطی فكر می كند دیگر امام با این همه رنج و مصیبت، توان جنگیدن و روحیه رزم نخواهد داشت و راحت می توان با او جنگید.

    امام می بیند به روایتی هفتاد و دو تن روی خاك افتاده اند به خیمه اهل حرم رو می كند فریاد می زند یا سكینه، یا فاطمه، یا ام الكلثوم علیكم منی السلام زنان حرم شیون كردند امام آنها را دعوت به سكوت و خاموشی نمودند سپس امام سجاد را خواستند و علوم و صف و علم جفر را به ایشان تسلیم نمودند . آنگاه به حضرت زینب (س) فرمودند: خرد سالم را به من بده تا با او وداع كنم امام طفل 6 ماهه اش را گرفت و صورتش را نزدیك او برد تا وی را ببوسد كه حرمله بن كاهل اسدی تیری انداخت و به گلوی كودك رسید امام بچه را به دست خواهرش زینب داد و دو دست خود را زیر گلوی بچه گرفت همینكه از خون پر شد آن خونها را به سوی آسمان پاشید با این كارش آسمان را هم به شهادت وا می دارد قبری می كند و حضرت علی اصغر را دفن می نماید سپس برای وداع با اهل بیت خود، به زنها رو می كند. حضرت سكینه فریاد كنان نزد امام می آید (مادر علی اصغر = رباب) امام سكینه را خیلی دوست می داشتند سكینه را به سینه خود  چسباند و اشكهایش را پاك كرد و فرمود سكینه جان بدان كه بعد از مرگ من گریه تو بسیار است تا زمانی كه جان در تن من است دلم را از روی حسرت، به اشك خود مسوزان. سپس امام عازم میدان شد و پیكارگر طلبید هر كس در برابر او می آمد به خاك هلاكت می افتاد تا اینكه تعدادی بسیار از آنان را كشت عمر سعد وقتی صحنه را اینچنین می بیند فریاد بر می آرود وای بر شما آیا می دانید با چه كسی می جنگید او فرزند علی (ع) است كه شجاعان عرب را بخاك نیستی می انداخت  (هذا ربن قتال العرب) بخدا روح پدرش علی (ع) در كالبد اوست (والله نفس ابیه بین جنبید) پس دسته جمعی به روی حضرت حمله كردند امامی كه تشنه است ، غریب است، مصیبتی عظیم دیده، خسته و گرسنه است با این وجود باز حریف امام نبودند. امام در حملات خود نقطه ای را انتخاب كرده بود كه  نزدیك خیمه ها باشد به 2 دلیل : 1ـ می دانست دشمنان چقدر قسی القلبند و نامرد می باشند لذا می خواست تا تا جان دارد كسی متعرض خیمه ها نشود و با وجود اینكه با هر  حمله ای كه می كردند همه فرار می كردند ولی زیاد از خیمه ها دور نمی شد. 2ـ اینكه می خواست تا زنده است اهل بیتش بدانند كه او زنده است تا اهل بیت تسكین خاطر یابنند و بگویند آقا هنوز زنده است. امام زمان فرموده بود تا من زنده هستم از خیمه ها خارج نشوید لشگر دشمن دوباره حضرت را گروهی محاصره كردند و بین امام و خیام فاصله انداختند و شماری از دشمنان به سوی خیمه ها رفتند امام تا این صحنه را مشاهده نمودند بانگ سر دادند وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید از روز معاد بترسید و در دنیای خود آزاد مرد باشید شمر رو به حضرت كرد و گفت ای پسر فاطمه چه می گویی ؟ حضرت فرمود من با شما جنگ دارم پس زنان چه گناهی دارند؟ تا من زنده هستم نگذارید  كه سركشان شما به اهل و عیال من تعرضی كنند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    خطبه امام روز عاشورا

    دسته: امام حسین (ع),  


       (ولی من آن خدایی است كه كتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است ) راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع شد و امام،  حضرت عباس و پسرش علی اكبر را نزد ایشان فرستاد و ایشان را خاموش كردند و سپس بقیه خطبه را با درود بر پیغمبر و پیامبران ادامه داد (اما بعد، بنگرید من از چه خاندانم و به خود آئید و خویش را سرزنش كنید و بنگرید، برای شما آیا كشتن من رواست؟ و حرمت من برای شما، زیر پا شدنی است؟ آیا من پسر پیغمبر شما نیستم پسر وصی و عموزاده شما نیستم.

        آیا حمزه سیدالشهدا (ع) عموی پدرم نیست؟ آیا جعفر بن ابیطالب برادر پدرم كه در بهشت با دو بال پرواز می كند، عمویم نیست؟ به شما نرسیده كه رسول خدا (ص) درباره من و برادرم فرمود سید جوانان اهل بهشتند؟ اگر گفتار مرا درست می دانید بسیار خوب، باور كنید. از وقتی دانستم خدا دروغگو را دشمن دارد، دروغ نگفتم و اگر باور ندارید كسانی از اصحاب پیغمبر هنوز زنده اند بروید از آنها بپرسید تا به شما خبر دهند از جابربن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و سهل بن سعد انصاری و زید بن ارقم و انس بن مالك بپرسید این پرسیدن از ریختن خونم جلوگیر شما نیست»  شمر گفت من خدا را زبانی پرستم و ندانم چه می گویی حبیب بن مظاهر به شمر گفت تو خدا را به هفتاد زبان می پرستی خدا دلت را سیاه كرده ، حسین(ع) 


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    خواب امام حسین بر روی اسب و علی اكبر

    دسته: امام حسین (ع), حضرت علی اکبر(ع),  


        كاروان كه به سوی كربلا حركت می كرد (در همین مسیر قصر بنی مقاتل ) وجود مقدس حضرت ابی عبدالله روی اسبشان خوابشان می برد طولی نمی كشد كه سر را بلند می نماید و می فرماید انا لله و انا الیه راجعون (آیه استرجاع بقره 156) تا این جمله را فرمود همه اصحاب به یكدیگر گفتند این جمله برای چه بود؟ آیا خبر تازه ای است؟ فرزند عزیزش همان فرزندی است كه ابی عبدالله او را خیلی دوست داشت همان فرزندی كه شبیه ترین افراد به رسول اكرم بود حضرت علی اكبر (ع) جلو آمد و عرض كرد یا ابتالم استرجعت ؟ چرا آیه استرجاع را قرائت نمود . حضرت : در عالم خواب صدای هاتفی به گوشم رسید كه می گفت القوم یسیرون والموت تسیربهم این قافله حركت می كند در حالیكه مرگ این قافله را حركت می دهد.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    بیعت نکردن با یزید

    دسته: امام حسین (ع), عاشوراييان,  


     وقتی امام حسن (ع) مجتبی به شهادت رسیدند شیعیان عراق جنبش كردند و به امام حسین (ع) نامه نوشتند.

    برای بیعت با ایشان و خلع معاویه، ولی حضرت نپذیرفتند و جواب نوشتند كه در گرو عهد و پیمان با معاویه است و نمی تواند آنرا نقض كند تا مدت سرآید و جان معاویه در آید ولی بعد از اینكه معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری به درك رسید یزید به حاكم مدینه ولید بن عبید بن ابوسفیان (نوه ابوسفیان) نامه ای می نویسد و مرگ پدرش معاویه را اطلاع می دهد و طی نامه ای خصوصی فرمان را از این سه نفر (امام حسین (ع) - عبدالله بن عمر - عبدلله بن زییر) بیعت بگیرد و اگر بیعت نكردند، سرشان را برای من بفرست . ولید امام را احضار نمود امام آنموقع در مسجد پیغمبر بودند.

    خبر مرگ معاویه برای ولید ناگوار و هراسناك بود ناچاراً مروان بن حكم را خواست علت اینكه گفته می شود (ناچاراً ) چون قبل از ولید ، حاكم مدینه مروان بود و بخاطر همین تغییر حكومت مدینه آنها با هم   قهر بودند ولی خبر مرگ معاویه او را مجبور كرد با مروان حكم راجع به نامه یزید مشورت كند مروان گفت هم اكنون تا خبر مرگ معاویه اعلام نشده آنها را احضار كن و اگر بیعت نكردند گردنشان را بزن چون رگ گردنشان را نزنی هر كدام از آنها به ناحیه ای می روند و مخالفت خود را اعلام می كنند و مدعی خلافت می شوند ولید شخصی به نام عبدالله كه نوه عثمان (خلیفه بود را نزد حسین فرستاد عبدالله آنها را در مسجد یافت عبدالله از آنها دعوت كرد نزد حاكم بروند ، حضرت امام فرمود عبدالله تو برو ما بعداً می آئیم. عبدالله بن زییر به امام گفت شما چه حدس می زنید امام فرمودند (اظن ان طاغیتهم قدهلك ) گمان می كنم فرعون اینها تلف شده و ما را برای بیعت می خواهند . امام فرمود من می روم تو عبدالله بن زبیر چه می كنی؟ عبدالله بن زییر گفت حالا ببینم چه می شود! (نكته: اگر عبدالله بن زییر مطیع ولایت امر بود همان عمل امام را انجام می داد و مانند پدرش زبیر به امام علی (ع) خیانت نمی كرد.) عبدالله بن زییر شبانه از بیراهه به مكه گریخت و در آنجا متحصن شد امام رفت و عده ای از بنی هاشم را هم با خود برد و فرمود شما بیرون بایستید اگر فریاد من بلند شد به داخل بر یزید و تا صدای من بلند نشده داخل نشوید.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:جمعه، 31 اردیبهشتماه 1389 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    امام حسین (ع) از دیدگاه یک مسیحی

    دسته: امام حسین (ع),  


    نویسنده مسیحی کتاب (( حسین در اندیشه مسیحی))
    اگر امام حسین (علیه السلام)از ما بود، در کل زمین برای او منبر و پرچم بر می افراشتیم.
    نویسنده مسیحی کتاب (( حسین در اندیشه مسیحی)) در مصاحبه با روزنامه ی الدار کویت گفت اگر امام حسین(ع) از ما بود، در کل زمین برای او منبر و پرچم بر می افراشتیم و  مردم را با نام حسین (ع) به مسیحیت فرا می خواندیم . با گزارش فارس به نقل از اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، ((انتوان بارا)) در مورد عشق به امام حسین (ع) کفت : آیا انسانی یافت می شود که چنین شخصیتی نمونه ای که تاکنون در هیچ دینی شبیه او متولد نشده است را دوست نداشته باشد .او سومین مشعل دار اسلام بعد از جدش پیامبر حضرت محمد (ص) و پدرش امیر المومنین (ع) و در حفظ و پاسبانی از عقیده اش خود را فدا کرد.

    وی سخنان پیامبر درباره امام حسین (ع) را بهترین توصیف در شناخت مقام و منزلت ایشان ذکر کرد و به اهداف قیام عاشورا ، مظلومیت اباعبد الله (ع)  و خاندان پیامبر در صحرای کربلا پرداخت و گفت: فریاد امام حسین (ع) در روز عاشورا که ((هل من ناصرآ ینصرونی)) ، مرا به خود می لرزاند.

    این نویسنده مسیحی که به مسیحی متشیع (=شیعه) شهرت دارد و به این لقب افتخار می کند ، افزود : اگر از خود گذشگی امام حسین (ع) نبود ، از عقاید اسلامی چیزی باقی نمانده بود وی مسلمانان را با کوتاهی و قدر نشناسی در حق امام حسین (ع) را متهم می کند و شهادت ایشان را امانتی بر گردن همه مسلمان می داند که باید اسرار و اهداف بزرگ آن را به گوش جهانیان برساند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:یکشنبه، 4 بهمنماه 1388 | نظرات[0] |

    فلسفه تعدد ازدواج امام حسین علیه السلام

    دسته: امام حسین (ع),  


    با توجه به اوضاع و واقعیت ها چند همسر گزینی مرداناز ضرورت های اجتماعی آن زمان بود و اسلام به گونه ای آن را مشروع شمرد.امام حسین(ع) در همین چارچوب عمل کرد. هیچ کدام از امامان(ع) در یک زمانبیش از چهار همسر نداشتند. و برخی از امامان(ع) با در نظر داشتن همینضرورت ها و مصلحت ها چهار همسر داشتند، مانند امام علی(ع) البته بعد ازرحلت حضرت زهرا(س) . در زمان حضرت زهرا(س) حضرت علی(ع) همسر دیگری اختیارنکرد، و برخی امامان، کمتر از چهار همسر داشتند ، ازدواج های امامان(ع)گاهی به جهت فشار و اجبار از طرف حکومت بود، مانند ازدواج امام هشتم(ع) با«ام حبیبه» دختر مأمون عباسی، نیز ازدواج امام جواد(ع) با «ام فضل» دخترمأمون عباسی.(1)
    گاهی علت ازدواج های امامان(ع) روش تربیتی و بهادادن به زیردستان و طرد امتیازات جاهلی بود، مانند ازدواج امام سجاد(ع) باکنیزی که اوّل او را آزاد کرد، سپس به عقد خود در آورد که «عبدالملکمروان» به حضرت خرده گرفت که چرا فردی از بزرگ خاندان قریش با یک کنیزآزاده شده ازدواج نموده است. حضرت فرمود: «اسلام تفاخرات جاهلی را لغونموده است.

    در همین راستا امام حسین(ع) چهار زن داشت , به نام هاى :
    1ـ لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،
    2ـ شهر بانو(شاه زنان) دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(ع)،
    3ـ رباب دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،
    4ـ ام اسحاق دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.

    اوّلی از قبیلة ثقیف (طایفه ای در طائف)، دومی ایرانی، سومی از قبیله کلبیه و چهارمی از تیم.(2)

    اصولا در مورد این که شهربانو جزء همسران امام حسین(ع) بوده، اختلاف است . در صورت قبول این مسئله در مورد این که در کربلابودند، یا نه نیز اختلاف وجود دارد . برخی از مورخان نوشته اند: از زنانامام حسین(ع) تنها رباب در کربلا حضور داشت. او به همراه دیگر زنان وفرزندان به کوفه و سپس به شام به عنوان اسیر برده شد و بعداً به همراهکاروان به مدینه بازگشتند.
    او بعد از شهادت امام حسین(ع) یک سال عزاداری کرد ودر این مدت روزها زیر سقفی قرار نمی گرفت و مدام در مظلومیت حسین(ع) میگریست تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.(3)
    در مورد شهربانو برخی گفته اند: در حادثه کربلاحاضر بود و پس از شهادت امام حسین(ع) سوار بر ذوالجناح شد و یک سره بهایران تاخت و در نزدیکی ری به کوهی که اکنون به کوه بی بی شهربانو مشهوراست رسید. دشمن در پی او بود. او خواست بگوید: یا هو مرا دریاب، به جایشگفت: یا کوه مرا دریاب؛ کوه شکافته شد و او در دل کوه رفت.
    اما محققان گفته اند که این سخن نادرست است و افسانه‌ای بیش نیست.(4)

    ---------------------------------------------------
    پی نوشت:
    1-کلینی ،کافی،ج5،ص،345
    2- سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 389.
    3- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 88؛ ابن جوزی، المنتظم، ج 6، ص 9.
    4- زندگانی علی بن الحسین، سید جعفر شهیدی، ص 11.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:یکشنبه، 4 بهمنماه 1388 | نظرات[0] |

    زندگانی امام حسین (ع) قبل از امامت

    دسته: امام حسین (ع),  


    امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. رسول خدا (ع) نام این فرزند زهرا (ع) را "حسین" نهاد. وی مورد علاقه شدید پیامبر خدا (ع) بود و آن حضرت در باره ی او فرمود: "حسین منی و انا من حسین ..."و در آغوش پیامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع)  نیز از موقعیت والایی برخوردار بود. علم، بخشش، بزرگواری، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگیری از بینوایان، عفو و حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود. در دوران خلافت پدرش، در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ "جمل"، "صفین" و "نهروان" شرکت داشت. پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی (ع) رسید، همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پیمان صلح، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند. با شهادت امام مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری، بار امامت به دوش سید الشهدا (ع) قرار گرفت.

    هنگام زمام‌داری پدرش با او در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری هنگام مرگ برادرش امام حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به عنوان خلیفه باقی بود. معاویه سال ۶۰ هجری مرد و پسرش یزید را به جانشینی انتخاب کرد. امام حسین(ع) از همان ابتدا بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. حسین(ع) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند.

    در این هنگام عده ای از مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌هایی برای امام حسین(ع) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین (ع) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا شماری از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را ترک کردند.

    در نتیجه عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر نموده و شهید کرد. و امام حسین (ع) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر قتل مسلم را آوردند. عبیداللّه که بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیر کردن امام حسین (ع) و همراهانش فرستاد. پس از مواجهه با حر پسر یزید ریاحی وی با حسین همراهی کرد. عبیداللّه عمربن‌سعد را با سی هزار نفر به کربلا اعزام نمود. این امر موجب شد تا تعداد زیادی از افرادی که با امام حسین (ع) بودند او را رها کنند و تنها حدود ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین (ع) را به قتل برساند او را حاکم ری خواهد کرد ولی پس از این ماجرا این کار را نکرد. عَمر بن سعد دستور داد حسین و همراهانش را محاصره کنند و آب را بر روی آنان ببندند. سرانجام حسین در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا با 72 نفر از یاران خود شهید شدند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:یکشنبه، 4 بهمنماه 1388 | نظرات[0] |

    بالا
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان
    جستجو در وب

    مطالب تصادفي
    مطالب بخش شهدا