آدرس هفتگي
تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 80

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2010/01/13


  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 431
  • بازديد هاي ديروز: 535
  • مجموع بازديد ها: 87277461
  • امور پشتيباني


    09138822309

    پخش آنلاين

    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help

    لينك به ما
    وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

    و یا به صورت متن
    آرشیو ماهیانه
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان

    روز ششم محرم الحرام

    دسته: حضرت قاسم,  


    1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.
    2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
    امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم... .
    در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" مي‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:
    قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
    اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
    "حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."
    سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
    حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"
    در اين روز، سنه 406، وفات كرد در بغداد سيد اجل شريف و عنصر لطيف محمد بن الحسين معروف به سيد رضى ذوالحسبين نقيب علويه و شريف اشراف بغداد و اين سيد بزرگوار برادر سيد مرتضى است كه وفاتش در روز 25 ربيع الاول ذكر مى شود و آن جناب بعظمت شاءن و علو همت و فصاحت زبان ، معروف است . وفاتش قبل از سيد مرتضى واقع شد و فخر الملك وزير بهاء الدوله بن عضد الدوله ديلمى و جميع اعيان و اشراف و قضات بغداد بجنازه او حاضر شدند. سيد مرتضى نتوانست از كثرت جزع و غصه ، جنازه برادر را مشاهده كند، لاجرم در تشييع و دفن او حاضر نشد بلكه در حرم مطهر جدش حضرت موسى كاظم ع رفت و فخر الملك بر جنازه سيد رضى نماز خواند و در خانه خود، سيد سعيد را دفن كردند و آخر روز بود كه فخر الملك بحرم رفت و سيد مرتضى را از حرم بخانه آورد و بعد از چندى جسد شريف سيد رضى را بكربلا حمل كردند و در نزد قبر والدش در جوار امام حسين عليه السلام دفن نمودند.
    سيد رضى را تصنيفات رائقه است از جمله : مجازات قرآن ، مجازات النبويه و كتاب معانى القرآن و از مجهوعات آنجناب كتاب نهج البلاغه است و اشعار بسيار گفته و جماعتى از فضلاء آن اشعار را جمع كردند و تدوين نموده اند و فضلا را باشعار او عنايتى تمام است و او را اشعر قريش گفته اند.
    منبع: فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    شهادت قاسم بن الحسن بن علی (ع)

    دسته: حضرت قاسم,  


    سهيل سر زده گفتي مگر ز سمت يمن
    رخ چو ماه تمام و قدي چو سرو چمن
    نمود در بر خود پيرهن به شكل كفن
    ز برج خيمه برآمد چو قاسم بن حسن
    ز خيمگاه به ميدان كين روان گرديد
    گرفت تيغ عدو سوز را به كف چون هلال
    قاسم بن الحسين عليه السلام به عزم جهاد قدم به سوي معركه نهاد، چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام نظرش بر فرزند برادر افتاد كه جان گرامي بر كف دست نهاده آهنگ ميدان كرده، بي‌تواني پيش شد و دست به گردن قاسم درآورد و او را در بر كشيد و هر دو تن چندان بگريستند كه در روايت وارد شده حَتّي غٌشِي عَلَيْهِما، پس قاسم گريست و دست و پاي عم خود را چندان بوسيد تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم عليه السلام به ميدان آمد در حالي كه اشكش به صورت جاري بود و مي‌فرمود:
    سِبْطِ النَّبِيّ الْمُصْطَفي الْمُؤْتَمِن
    بَيْنَ اُناسٍ لاسُقُوا صَوْبَ المَزنِ
    اِنْ تَنْكرُوٌني فَانَا اْبنُ الْحَسَنِ
    هذا حُسَيْنٌ كَالْاَسيرالْمُرْتَهَن


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    ذکر مصیبت‏ حضرت قاسم (ع)

    دسته: حضرت قاسم,  


    نويسنده: مرتضی مطهری

    تواریخ معتبر این قضیه را نقل کرده‏اند که در شب عاشورا امام علیه السلام اصحاب خودش را در خیمه‏ای‏«عند قرب الماء» جمع کرد.معلوم می‏شود خیمه‏ای بوده است که آن را به مشکهای آب اختصاص داده بودند و از همان روزهای اول آبها را در آن خیمه جمع می‏کردند.امام اصحاب خودش را در آن خیمه یا نزدیک آن خیمه جمع کرد.آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را در آنجا امام القاء کرد،که حالا آزادید(آخرین اتمام حجت‏به آنها). امام نمی‏خواهد کسی رودربایستی داشته باشد،کسی خودش را مجبور ببیند،حتی کسی خیال کند به حکم بیعت لازم است‏بماند،خیر، همه‏تان را آزاد کردم،همه یارانم،همه خاندانم، حتی برادرانم، فرزندانم، برادر زادگانم، اینها هم جز به شخص من به کسی کاری ندارند، امشب شب تاریکی است، اگر می‏خواهید،از این تاریکی استفاده کنید بروید و آنها هم قطعا به شما کاری ندارند. اول از آنها تجلیل می‏کند: منتهای رضایت را از شما دارم، اصحابی از اصحاب ‏خودم بهتر سراغ ندارم ، اهل بیتی از اهل بیت‏خودم بهتر سراغ ندارم. در عین حال این مطالب را هم حضرت به آنها می‏فرماید. همه‏شان به طور دسته جمعی می‏گویند: مگر چنین چیزی ممکن است؟! جواب پیغمبر را چه بدهیم؟ وفا کجا رفت؟ انسانیت کجا رفت؟ محبت و عاطفه کجا رفت؟ آن سخنان پر شوری که آنجا گفتند ،که واقعا انسان را به هیجان می‏آورد. یکی می‏گوید مگر یک جان هم ارزش این حرفها را دارد که کسی بخواهد فدای مثل تویی کند؟! ای کاش هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏کردم. آن یکی می‏گوید هزار بار.یکی می‏گوید: ای کاش امکان داشت‏بروم و جانم را فدای تو کنم ، بعد این بدنم را آتش بزنند ، خاکستر کنند،خاکسترش را به باد بدهند ، باز دو مرتبه مرا زنده کنند ، باز هم و باز هم.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    یادگار امام حسن (ع) در روز عاشورا

    دسته: حضرت قاسم,  


    آن روزی که حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) با دیدن چهره برادر، بر او گریست، در پاسخ سوال امام حسن (علیه السلام) که از علت گریه آن حضرت سوال کرد، فرمود: به جهت بلایی که به تو می¬رسد، که حکایت از مسموم کردن مظلومانه امام مجتبی (علیه السلام) داشت. ولی امام حسن (علیه السلام) با شنیدن این پاسخ، مسموم شدن خود را ناچیز شمرد و فرمود:
    لا یوم کیومک یا ابا عبدالله
    روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به سوی تو آیند و همه مدّعی باشند که از امت جدّ تواند ..." منتهی الآمال - ص 346 "

    قاسم (علیه السلام)

    در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه - همسر امام حسن (علیه السلام) - به آنجا کشید که پاره¬های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه¬های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی¬داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود.
    با نقشه¬ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید- که جرثومه فساد بود - مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود - که یزیدیان در زیر لباس¬های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند - بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان - که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده¬بود - روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد.
    کار کاروان سرگردان حسینی به کربلا کشید و در محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید. اینک قاسم بن الحسن (علیه السلام)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده¬ بود، امام حسین (علیه السلام) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که او را "یا بنیّ" - ای پسرکم - خطاب می-کرد.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    ازدواج حضرت قاسم بن الحسن (ع)؛ تحریف تاریخ

    دسته: حضرت قاسم,  


    قاسم بن الحسن(علیه السلام) در واقعه ‎ی کربلا هنوز به پانزده سالگی نرسیده بود. طبری می‎گوید: قاسم ده سال داشت و در مقتل ابی‎ مخنف آمده: قاسم در کربلا چهارده ساله بود.[1] علامه مجلسی بر این باور است که ماجرای عروسی قاسم سند معتبری ندارد. منشأ این حکایت دو کتاب است؛ یکی منتخب المراثی، اثر شیخ فخرالدین طریحی ـ نویسنده‎ی مجمع البحرین ـ و دیگری روضة الشهدا، نوشته‎ی ملاحسین کاشفی ـ صاحب انوار سهیلی ـ است. این کتاب اولین مقتلی است که به فارسی نوشته شده است.[2]
    در این باره روایت می‎کنند که وقتی امام حسین(ع) مسیر مدینه تا کربلا را طی می‎کرد، حسن بن حسن از عموی خویش، امام حسین(ع)، یکی از دو دختر او را خواستگاری کرد. امام حسین(ع) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد، امام حسین(ع) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم دختر رسول خدا، شبیه‎تر است. به این ترتیب وجود فاطمه‎ی نو عروس در کربلا امری مسلم است. اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت: امام حسین(ع) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد نموده‎اند، یا این که بگوییم: دختری که به عقد قاسم درآمده، نامش فاطمه نبود و نقل تاریخ در این مورد اشتباه است و اگر این داستان را صحیح ندانیم، باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده ‎اند.
    در هر صورت، بیشتر تحلیل‎گران واقعه عاشورا، عروسی قاسم را نادرست می‎دانند. محدث قمی در منتهی‎الآمال[3] و نفس المهموم،[4] دامادی قاسم را رد می‎کند و می‎گوید: نویسندگان، نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‎اند. استاد شهید مرتضی مطهری نیز عروسی قاسم را مردود می‎داند و مستند می‎کند به این که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاجی نوری هم بر این باور است که ملاحسین کاشفی، اولین کسی است که این مطلب را در کتاب روضة الشهدا آورده و اصل قضیه صد در صد دروغ است.[5]

    پی نوشتها:

    [1]. منتخب التواریخ، حاج محمدهاشم بن محمد علی خراسانی، انتشارات علمیه اسلامیه، ص 266.
    [2]. ریاض القدس المسمی بحدائق الانس، مرحوم صدرالدین واعظ قزوینی، ج 2، کتابفروشی اسلامیه، تهران، سال 1374 هـ ق، ص 42.
    [3]. منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان 1374، چاپ هشتم، ج 1، ص 700.
    [4]. ابوالحسن شعرانی، همان مأخذ.
    [5]. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 28، انتشارات صدرا، خرداد 1364.

    منبع:درگاه پاسخگویی به مسائل دینی


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    نگرشي‌ بر اوضاع‌ فرهنگي‌ زمان‌ قيام‌ امام‌ حسين‌(علیه السلام)

    دسته: حضرت قاسم,  


    نويسنده:سيد احمد فضل‌

    در اين‌ نوشتار، نخست‌ به‌ بررسي‌ كوتاه‌ برخي‌ از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ فرهنگي‌ زمان‌قيام‌ حضرت‌ ابي‌ عبدالله مي‌پردازيم‌. اشاره‌ به‌ ارزش‌هايي‌ كه‌ بعد از انقلاب‌ همه‌ جانبة‌حضرت‌ رسول‌ اكرم‌(ص)، بر جامعه‌ حاكم‌ شده‌ بودند و بعد از گذشت‌ حدود نيم‌ قرن‌، درشرف‌ دگرگوني‌ قرار گرفتند و ذكر مصاديق‌ اين‌ ارزش‌ها از منابع‌ دست‌ اول‌ تاريخي‌، دراين‌ راستاست‌.
    در ادامة‌ بررسي‌ جريان‌هاي‌ فرهنگي‌ جامعة‌ آن‌ دوران‌، به‌ مقولة‌ خاص‌ «حكومت‌و مردم‌» پرداخته‌ شده‌ است‌ و تدابير حاكمان‌ در حكمراني‌، جايگاه‌ حكومت‌ و مشروعيت‌آن‌ را در پشت‌ صحنه‌ فكري‌ آنان‌ نمودار مي‌كند. سپس‌ به‌ چند بيماري‌ فرهنگي‌ عمده‌ وفراگير آن‌ زمان‌ پرداخته‌ شده‌ است‌ كه‌ نقش‌ بسزايي‌ در شكل‌گيري‌ حركت‌امام‌حسين‌(ع) داشته‌ است‌.
    مبارزة‌ خاص‌ حكومت‌ با تنها بخش‌ كاملاًسالم‌ جامعه‌؛ يعني‌ امام‌(ع) و مجموعة‌همراهان‌، در دو بخش‌ تدابير فرهنگي‌ براي‌ اثبات‌ يزيد و تبليغ‌ براي‌ منفي‌ نشان‌ دادن‌جايگاه‌ امام‌(ع) در افكار عمومي‌ با سرمايه‌ گذاري‌ در مجامع‌ مؤمنين‌ بررسي‌ شده‌ است‌.
    در نهايت‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ فرهنگي‌ حضرت‌ امام‌ حسين‌(ع) پرداخته‌ شده‌ است‌.اين‌ بخش‌ مقاله‌، ابتدا به‌ آن‌ دسته‌ از فعاليت‌هاي‌ فرهنگي‌ امام‌(ع) مي‌پردازد كه‌ مخاطب‌آن‌، همة‌ افراد جامعه‌اند. سپس‌ به‌ تبيين‌ تلاش‌ فرهنگي‌ امام‌(ع) در جهت‌ دادن‌ به‌خواص‌ جامعه‌ اشاره‌ دارد و در نهايت‌ با عظيم‌ترين‌ هزينه‌اي‌ كه‌ بشر مي‌تواند صرف‌ كند،يعني‌ فدا كردن‌ جان‌ خود از ناحية‌ ابي‌ عبدالله(ع) مقاله‌ به‌ نهايت‌ مي‌رسد.
    قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ به‌ علل‌ گوناگون‌، از توضيح‌ مبسوط‌ عناوين‌ فوق‌، صرف‌ نظرگرديد و جا دارد كه‌ در همين‌ جا از اختصار و اندماج‌ متن‌، پوزش‌ بطلبم‌. گفتني‌ است‌ كه‌منظور نويسنده‌ به‌ هيچ‌ نحو ذكر برخي‌ گزاره‌هاي‌ پراكندة‌ تاريخي‌ در زمينة‌ قيامي‌ مقدس‌نمي‌باشد، بلكه‌ هدف‌ اجمالي‌ خود را در پايان‌ مقاله‌ گنجانده‌ام‌.
    سير تاريخ‌ بشر، از ابتداي‌ آن‌ تا به‌ امروز، فراز و نشيب‌هاي‌ بسياري‌ به‌ خود ديده‌ وحوادث‌ گوناگوني‌ را تجربه‌ كرده‌ است‌، ولي‌ با نگرشي‌ ديگر، تعداد حوادثي‌ كه‌ از اهميت‌بسيار فوق‌ العاده‌اي‌ برخوردارند، محدود مي‌نمايد كه‌ مي‌توان‌ بعضي‌ ازبعثت‌ها، تعدادي‌ ازهجرت‌ها و انگشت‌ شماري‌ از سلسله‌ها و حكومت‌ها را باز شمرد.
    در ميان‌ اين‌ قلل‌ مرتفع‌ فراز و نشيب‌هاي‌ تاريخ‌ بشر، يكي‌ از مهم‌ترين‌ حوادث‌ اثرگذار كه‌ از حيث‌ گسترده‌ و حيطة‌ زماني‌ تأثير، منحصر به‌ فرد مي‌نمايد، قيام‌ حضرت‌ ابي‌عبدالله الحسين‌ (ع) است‌ كه‌ باعث‌ تغيير بسياري‌ از جهت‌ها گرديد و در فضاي‌ تاريخ‌اسلام‌، نقطة‌ عطفي‌ به‌ شمار مي‌رود.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    قاسم بن حسن (ع)؛ اسوه نوجوانان

    دسته: حضرت قاسم,  


    نويسنده:غلامرضا گلی زواره

    اشاره
    حماسه خونین نورستگان وارسته‏ای چون قاسم بن حسن انسان‏ها را ازلاک غفلت‏بیرون می‏آورد و به آنان راه و رسم از خودگذشتگی وفداکاری می‏آموزد و با ارج نهادن و زنده نگاه داشتن یاد مقدس‏چنین در خون خفتگان و پرتوافشانی نوجوانانی چون قاسم دلهاطراوت یافته و قلب‏ها جرعه‏های روان‏بخشی را دریافت می‏کنند. قاسم با این که در دشت کربلا هم چون نگینی در محاصره مخالفان ودشمنان دیانت قرار گرفت اما با اراده‏ای آهنین و مصمم هم چون‏صلابت کوه زیر اشعه سوزان آفتاب کربلا با لب‏های تشنه و بدن زخم‏خورده ایستاد و شهادت را با آغوش باز پذیرفت تا زیر بار ذلت وستم نرود و کشته شدن با عزت را از حلاوت شیرین‏ترین غذا یعنی‏عسل برتر دانست. این روح با صلابت‏به نوجوانان درس فداکاری،معنویت و آزادی می‏دهد و آشنایی با زندگی و مبارزاتش می‏تواندالگویی برای نوجوانان تشنه ارزش‏ها باشد. معرفی قهرمانی که‏برای ارتقای خوبی‏ها رنج توان فرسایی را متحمل شد برای‏انسان‏های تشنه فضیلت چشمه آرامش را جاری خواهد ساخت. از سوی‏دیگر در روح و روان جوانان احساسات زودگذری وجود دارد که بایدآن‏ها را به نیکوترین وجه هدایت کرد و حس غرور و نشاطی که به‏طور فطری و غریزی در وجودشان نهفته است‏به سوی اسوه‏های اصیل وقهرمانان میدان فضیلت معطوف داشت تا جاذبه تقوا و دیانت را به‏خوبی درک کنند و با روی آوردن به قله‏های کمال و کرامت ازدره‏های سقوط و مرداب‏های متعفن رهایی یابند و از ظلم، جهل وهرگونه ناروایی تنفر جویند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    اسوه‏هاى تربيتى و اخلاقى در نهضت ‏حسينى

    دسته: حضرت قاسم,  


    نويسنده:سيد حسن مدرسى
    ايرانيان همچون ديگر ملتها دين اسلام را به اين دليل پذيرفتند كه دينى آسمانى است و فرامين آن خدايى و پيام آن با پيام فطرت سازگار است. در اين مكتب است كه ارزشهايى نظير شهادت و جهاد معنى مى‏دهد و شهيد قداست و ظمت‏خاصى مى‏يابد و شهادت به كام مجاهد شيرين‏تر از عسل مى‏گردد. و به كوشش‏كنندگان راه حق مژده هدايت داده مى‏شود: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» (بقره /132) و مظاهر اين مكتب ارج مى‏يابند و شايسته‏ترين خويهاى آسمانى: ايثار، بيداردلى، ثبات بر طريق حق، فداكارى، مروت، وظيفه‏شناسى تجلى مى‏نمايد. نظر به اين كه در اين مقال سخن از اسوه‏هاى تربيتى و اخلاقى است. نخست تربيت و اخلاق را به اجمال تعريف مى‏كنيم سپس به معرفى مظاهر و نمونه‏هاى تربيت و اخلاق در نهضت‏حسينى مى‏پردازيم:
    تربيت عبارت است از پرورش و تقويت استعدادهاى مثبت و كاهش استعدادهاى منفى و ايجاد هماهنگى لازم بين آنها.
    «اخلاق جايگزينى عادتهاى شايسته به جاى ناشايسته است عادتهايى كه شرع مقدس اسلام جزئيات آن را مشخص كرده است‏» (1) اخلاق بخشى از حكمت عملى است كه در حوزه فرهنگ اسلامى عبارت از اين است كه امور مربوط به خود و خانواده و جامعه و سياست‏برنامه‏ريزى شود و چنين اخلاقى را كتاب و سنت مى‏سازد. و در رفتار بزرگان تبلور پيدا مى‏كند.» (2)
    در زندگى امامان شواهد بسيارى داريم كه آنان در عين حال كه تعاليم انسان دوستانه را ياد مى‏دادند «خود نيز در مقاطع مختلف: در گرماى ظهر و سرماى سخت نيمه‏شب، دست‏به عمل زده در هر مقياس كه ممكن بوده است‏خوراك و وسيله زندگى براى بينوايان حمل مى‏كرده‏اند.» (3) و پيروان خود را عملا تعليم مى‏داده‏اند. خاندان ولايت و ياران باوفاى حسين‏عليه‏السلام در قضيه كربلا نيز همان‏طور كه در رعايت آداب و دستورات اخلاقى و انجام امور شايسته مظاهر اخلاق بودند و در تدبير و سياست و اجراى احكام عبادى و تربيتى نيز بهترين سرمشق به‏شمار مى‏آمدند. آنان به جهانيان آموختند كه فرامين قرآنى تنها براى گفتن و نوشتن و شنيدن نيست‏بلكه براى اجرا و عمل است.» (4) آنان در صحنه پيكار حضور يافتند و با آفريدن حماسه‏اى عظيم تعهد خود را به انجام رسانيدند.
    نهضت عاشورا هنگامى آغاز شد كه مردم كوفه از ناروايى‏ها، نامردمى‏ها و خودسرى‏هاى دستگاه بنى‏اميه به ستوه آمده بودند و حمايت‏خود را با هزاران نامه اعلام داشتند. امام با اين كه بى‏وفايى و سست‏عنصرى مردم عصر خلافت پدر و امامت‏برادر خود را تجربه كرده بود، اما «وى براى تعليم امت جدش رسول الله و اتمام حجت و حاكميت فرمان الهى امر به معروف و نهى از منكر، دعوت آنان را پذيرفت و مسلم بن عقيل را با نامه‏اى روانه كوفه كرد.» (5)


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:چهارشنبه، 23 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    بالا
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان
    جستجو در وب

    مطالب تصادفي
    مطالب بخش شهدا