آدرس هفتگي
تبلیغات
آرشیو فايل ها
برترين گنجينه ها
لينك دوستان
اطلاعات

تعداد مطالب: 80

مجموع نظرات: 0

تاريخ تاسيس: تا كنون افتتاح نشده

آخرين بروزرساني: 2010/01/14


  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 437
  • بازديد هاي ديروز: 535
  • مجموع بازديد ها: 87277473
  • امور پشتيباني


    09138822309

    پخش آنلاين

    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help
    reb Live Help

    لينك به ما
    وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين

    و یا به صورت متن
    آرشیو ماهیانه
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان

    كرامات حضرت رقيه (س) مسلمان شدن زن مسيحي

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي سيد عسكر حيدري،‌ از طلاب علوم دينيه حوزه علميه زينبيه شام چنين نقل كردند:

    روزي زني مسيحي دختر فلجي را از لبنان به سوريه مي‌آورد . زيرا دكترهاي لبنان او را جواب كرده بودند .

    زن با دختر مريضش نزديك حرم با عظمت حضرت رقيه (ع) منزل مي‌گيرد تا درآنجا براي معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند،‌تا اينكه روز عاشورا فرا مي‌رسد و او مي‌بيند مردم دسته دسته به طرف محلي كه حرم مطهر حضرت رقيه (ع) آنجاست مي‌روند.

    از مردم شام مي‌پرسد اينجا چه خبر است ؟ مي‌گويند اينجا حرم دختر امام حسين (ع) است ./ اونيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را مي‌بندد و به حرم حضرت رقيه(ع) مي‌شود و گريه مي‌‌كند،‌به حدي كه غش مي‌كند و بيهوش مي‌افتد . درآن حال كسي به او مي‌گويد بلند شو برو منزل حركت مي‌كند و مي‌رود درب منزل را مي‌زند، مي‌بيند دخترش دارد بازي مي كند!‌

    وقتي مادر جوياي وضع دخترش مي‌شود و احوال او را مي‌پرسد،‌دختر درجواب مادر مي‌گويد وقتي شما رفتيد دختري به نام رقيه وارد اطاق شد و به من گفت : بلند شو تا با هم بازي كنيم . آن دختر به من گفت : بگو بسم الله الرحمن الرحيم تا بتواني بلند شوي و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم ديدم تمام بدنم سالم است . او داشت بامن صحبت مي‌كرد كه شما درب را زديد،‌ گفت : مادرت آمد . سرانجام مادر مسيحي با ديدن اين كرامت از دختر امام حسين (ع) مسلمان شد.


     عبرت خانه


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    كرامات حضرت رقيه (س) اين،‌ دختر سه ساله‌ام رقيه است !

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    جناب حجه الاسلام و المسلمين ذاكر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) آقاي حاج شيخ محمد علي برهاني فريدوني كرامتي را به دفتر انتشارات مكتب الحسين (ع) فرستاده‌اند و در آن مرقوم داشته‌اند:

    طبق امر مطاع جناب مستطاب حجه الاسلام و المسلمين ونخبه المتقين آقاي حاج شيخ علي رباني خلخالي ( دامت توفيقاته) كرامتي را كه حدود سي و چهار سال قبل دريكي از مجالس سوگواري حضرت سيد الشهدا(ع) از زبان شيواي خطيب محترم جناب آقاي حاج سيد عبدالله تقوي شفاها شنيده‌ام نقل مي‌كنم. جناب تقوي، كه يكي از وعاظ تهران و از اشخاص بااخلاص ونوكران بي‌ريا و عاشق دلباخته جد مظلومش امام حسين (ع) بودند ، فرمودند:

    من چندين سال است كه درتهران در مجالس و محافل ومنازل منبر مي‌روم وافتخار نوكري جد مظلومم،‌امام حسين (ع) ، را دارم. يكي از شبها كه حدود ساعت 9 شب پس ازختم منبر به منزل برمي‌گشتم صداي زنگ تلفن بلند شد.

    گوشي را برداشتم،‌ديدم يكي از دوستان است. به بنده فرمود فلان شخص بازاري ، به رحمت خدا رفته و فردا بعد از ظهر در فلان مسجد،‌مجلس ترحيم اوست. من شما را براي منبر رفتن درختم آن مرحوم به فرزندان متوفي معرفي كرده‌ام،‌سر ساعت 3 ( يا 4) بعد از ظهر آنجا حاضر ومهياي منبر رفتن باشيد.

    درهمان حال بنده به يادم آمد كه روز گذشته در خيابان .... وكوچه .... كه نام آنها درحافظه اين حافظه اين حقير نمانده است روضه ماهيانه خانگي خواندم وخانمي درهمان مجلس با التماس به من گفتندكه فردا عصر درهمين ساعت يعني مثلا ساعت 4 درهمين كوچه،‌ خانه روبرو به منزل ماتشريف بياوريد . من حاجتي دارم ونذر كرده‌ام سفره حضرت رقيه خاتون(ع) را بيندازم وشما بايد روضه توسل به آن خانم كوچك وعزيز كرده امام حسين (ع) را بخوانيد. من هم به وي قول دادم كه سر ساعت موعود مي‌آيم . خلاصه، درتلفن به دوستم گفتم من فردا قول قبلي داده‌ام درمنزلي روضه حضرت رقيه خاتون (ع) رابخوانم. دوستم گفت اي آقا،‌ من خواستم خدمتي به شما كرده باشم!‌شما چه فكر مي‌كنيد؟!

    پيش خود فكر كردم كه من بايدچندين مجلس،‌ روضه حضرت رقيه وحضرت علي اصغر (ع) را بخوانم تا سي تومان پول به من بدهند! اين يك تاجر سرمايه‌دار است كه فوت شده،‌لااقل پول خوبي به من مي‌دهند. به هر حال از رفتن به منزل آن زن منصرف شده، رفتم در رختخواب خوابيدم و به خواب رفتم.

    درعالم خواب ديدم در خيابان،‌ سر نبش همان كوچه‌اي كه ديروز درآنجا روضه خوانده بودم،‌يك سيد نوراني ايستاده و دست يك دختر سه ساله‌اي راهم در دست دارد . باهم سلام و تعاريف كرديم و من از او سوال كردم : نام شريفتان چيست و دركجاي تهران سكونت داريد؟ پاسخ داد: من درهمه مجالس سوگوراي خودم حاضر مي‌شوم و اين دختر هم دختر سه ساله من رقيه است . شما ما خانواده را به ماديات و دنيا نفروشيد . چرا اين زن را پس از آنكه به وي قول داديد درمنزلش روضه بخوانيد،‌چشم انتظار گذاشتيد ؟ چرا به خاطر اينكه آن حاجي بازاري كه فوت شده و وارثش پول بيشتري به تو مي‌دهند مي‌خواهي خلف وعده بكني؟!‌ و بنا كرد بشدت گريه كردن و با آن دختر به سمت همان خانه‌اي كه آن زن منتظر من بود رفتند .

    من بيدار شدم و به دوستم تلفن كردم . حدود ساعت 2 بعد از نصف شب بود . با گريه به او گفتم : فلاني، فردا براي مجلس ترحيم آن حاجي،‌منتظر من نباشد، كه به هيچ وجهي نخواهم آمد . فردا نيز سر ساعت به منزل آن خانم رفتم و روضه مصيبت حضرت رقيه (ع) خاتون را خواندم وقضيه را هم روي منبر گفتم . هم خودم وهم مستعين ،‌شديدا منقلب گشته وگريه بي‌سابقه‌اي برما حاكم شد، به طوري كه بعد از ختم روضه هم باز همگان به شدت گريه مي‌كرديم و بوي عطر خوشي فضاي خانه را فراگرفته بود وتا به حال چنين حالي درخود نديده بودم.

    احقر الناس مخلصكم


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    كرامات حضرت رقيه (س) بگو نامش را حسين بگذارد!‌

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    طي نامه‌اي درتاريخ دوم جمادي الثانيه 1418 ه.ق دو كرامت به دفتر انتشارات مكتب الحسين (ع) ارسال نموده ومرقوم داشته‌اند:
    روزي وارد حرم حضرت رقيه(ع) شدم،‌ ديدم جمعي مقابل ضريح مقدس مشغول زيارت خواندن وعزاداري مي باشند ومداحي با اخلاص به نام حاج نيكويي مشغول روضه خواني است از او شنيدم كه مي‌گفت:

    خانه‌هاي اطراف حرم رابراي توسعه حرم مطهر خريداري مي‌نمودند. يكي از مالكين كه يهودي يا نصراني بود، بهيچوجه حاضر نبود خانه خود رابراي توسعه حرم بفروشد. خريداران حاضر شدند كه حتي به دو برابر ونيم قيمت خانه رااز او بخرند ،‌ولي وي نفرخت . بعد از مدتي زن صاحب خانه حامله شده ونزديك وضع حمل وي مي‌شود. او را نزد پزشك معالج مي‌برند،‌بعد از معاينه مي‌گويد: بچه و مادر ،‌هردو درمعرض خطر مي باشند وخانم بايد زير نظر ما باشد . قبول كردند،‌تا درد زايمان شروع شد.

    صاحب خانه مي‌گويد : همسرم رابه بيمارستان بردم وخودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقيه (ع) و به ايشان متوسل شدم وگفتم اگر همسر و فرزندم رانجات دادي وشفاي آنان را از خدا خواستي و گرفتي خانه‌ام را به تو تقديم مي‌كنم.

    مدتي مشغول توسل بودم،‌بعد به بيمارستان رفتم و ديدم همسرم روي تخت تشسته وبچه دربغلش سالم است . همسرم گفت : كجا رفتي ؟ گفتم رفتم جايي كاري داشتم . گفت : نه،‌رفتي متوسل به دختر امام حسين (ع) شدي !‌ گفتم از كجا مي داني؟ زن جواب داد: من،‌ درهمان حال زايمان كه از شدت دردگاهي بيهوش مي‌شدم،‌ ديدم دختر بچه‌اي وارد اطاق بيمارستان شد وبه من گفت : ناراحت مباش، ما سلامتي تو وبچه‌ات رااز خدا خواستيم ، فرزند شماهم پسر است،‌سلام مرابه شوهرت برسان وبگو اسمش راحسين بگذارد!‌

    گفتم: شماكي هستيد؟ گفت : من رقيه دختر امام حسين (ع) هستم.

    بعد از روضه خواني ا زمداح مذكور ( حاجتي نيكويي) سوال كردم اين داستان رااز كه نقل مي‌كني؟ درجواب گفت: ازخادم حرم حضرت رقيه (ع) نقل مي‌كنم، كه خود از اهل تسنن مي‌باشد وافتخار خدمتگزاري درحرم نازدانه امام حسين (ع) را دارد و پدرش هم از خادمين حرم حضرت رقيه (ع) بوده است .


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    كرامات حضرت رقيه (س) گهواره كوچك

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    عالم متقي وپرهيزگار حضرت حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيد مرتضي مجتهدي سيستاني ا زمدرسين حوزه علميه قم نقل كردند:

    آقاي حاج صادق متقيان، ساكن شهر مشهد مقدس، كه از خدمتگزاران دربارامام حسين (ع) است، درماه محرم الحرام سال 1418 ه. ق برايم چنين نقل كرد:

    شش سال از ازدواج دخترم گذشت ودر اين مدت داراي فرزند نشده بود،‌مراجعه به دكترهاي متعدد و عمل به نسخه‌هاي زياد، سودي نبخشيد بود. تا اينكه درماه صفر سال 1417 ه.ق عازم سوريه شدم. قبل از حركت من،‌ مادرش گهواره كوچكي درست كرد وبه من گفت : آن را به ضريح مطهر حضرت رقيه(ع) ببند،‌تااز نگاه لطف آميز آن بزرگواربهره مند شويم و حاجتمان روا شود.

    من گهواره كوچك رابا خود به شام بردم. درشام به زيارت حضرت رقيه (ع)،‌ دختر سه ساله امام حسين (ع)، رفتم و وارد دربار با عظمت و غم انگيز آن حضرت شدم. حرم آن مظلومه طوري است كه همه زيارت كنندگان راتحت تاثير قرار مي‌دهد. گهواره رانزديك ضريح بردم،‌و با توجه و اميد،‌آن را به ضريح نوراني حضرت بستم.

    شخصي كه آنجا ايستاده ونظاره‌گر كارهاي من بود، گفت : شما ديگر چرا به اين گونه كارها اعتقاد داريد؟ گفتم: اعتقاد من به شخص حضرت رقيه(ع) است،‌ نه گهواره؛ و اين گهواره را وسيله اظهار اعتقاد و عقيده به خود آن بزرگوار قرار داده‌ام،‌تا از طريق آن‌، توجه حضرت رقيه(ع) را به خود جلب كنم. هركسي به قدر معرفت خود كارمي‌كند ومعرفت من در اين حد است،‌نه عظمت آن بزرگوار.

    پس از زيارت مراقد اهل بيت (ع) درشام،‌به ايران بازگشتم . هنوز چند روزبيشتر نگذشته بود كه مادرش گفت : بايد دخترمان به آزمايشگاه برود،‌تا يقين كنيم كه آيا حضرت رقيه (ع) حاجت ما را از درگاه الهي گرفته است يا نه؟

    پس از آزمايش جواب مثبت بود؛‌ معلوم شد با يك گهواره كوچك‌، اميد واعتقاد خود را به آن بزرگوار نشان داده ونظر لطف آن حضرت را به سوي خود جلب كرده‌ايم . اينك ،‌دخترم كودكي در گهواره دارد!


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    زن فرانسوي دركنار قبر حضرت رقيه(ع)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ محمد مهدي تاج لنگرودي( واعظ ) صاحب تاليفات كثيره، دركتاب توسلات يا راه اميدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنين مي نويسد:

    يكي از دوستانم كه خود اهل منبر بوده و در فن وخطابه وگويندگي از مشاهير است ومكرر براي زيارت قبر حضرت رقيه بنت الحسين (ع) به شام رفته است، روي منبر نقل مي‌كرد:

    درحرم حضرت رقيه (ع) زن فرانسوي راديدند كه دوقاليچه گران قيمت به عنوان هديه به آستانه مقدسه آورده است مردم كه مي‌دانستند او فرانسوي و مسيحي است از ديدن اين عمل درتعجب شدند و با خود گفتند كه چه چيز باعث شده كه يك زن نامسلمان به اين جا آمده وهديه قيمتي آورده است چنين موقعي است كه حس كنجكاوي درافراد تحريك مي‌شود. روي همين اصل از او علت اين امر را پرسيدند و او در جواب گفت :

    همان گونه كه مي‌دانيد من مسلمان نيستم، ولي وقتي كه از فرانسه به عنوان ماموريت به اين جا آمده بودم در منزلي كه مجاور اين آستانه بود مسكن كردم. اول شبي كه مي‌خواستم استراحت كنم صداي گريه شنيدم . چون آن صداها ادامه داشت وقطع نمي‌شد،‌پرسيدم اين گريه وصدااز كجاست ؟ در جواب گفتند : اين گريه‌ها از جوار قبر يك دختري است كه د راين نزديكي مدفون شده است . من خيال مي‌كردم كه آن دختر امروز مرده و امشب دفن شده است كه پدرومادروساير بازماندگان وي نوحه سرايي مي ‌كنند . ولي به من گفتند الان متجاوز از هزار سال است كه از مرگ ودفن او مي‌گذرد.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    رحلت حضرت رقيه (س)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    محدث خيبر، مرحوم حاج شيخ عباس قمي ( قدس سره) از كامل بهائي ( ج 2 ص 179) نقل مي‌كند كه: زنان خاندان نبوت در حالت اسيري حال مرداني راكه دركربلا شهيد شده بودند برپسران ودختران ايشان پوشيده مي‌داشتند و هر كودكي را وعده مي‌دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است باز مي‌آيد،‌تا ايشان را به خانه يزدآوردند . دختركي بود چهارساله،‌ شبي ازخواب بيدار شد وگفت : پدر من حسين (ع) كجاست ؟ اين ساعت او را به خواب ديدم . سخت پريشان بود. زنان وكودكان جمله درگريه افتادند وفغان از ايشان برخاست . يزيد  خفته بود،‌ از خواب بيدار شد و از ماجرا سوال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنين است . آن لعين درحال گفت: بروند سر پدر را بياورند و دركنار او نهند. پس آن سر مقدس رابياوريد و دركنار آن دختر چهارساله نهادند. پرسيد اين چيست؟ گفتند: سرپدر توست. آن دختر بترسيد وفرياد برآورد و رنجور شد و درآن چند روز جان به حق تسليم كرد.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    والدین حضرت رقیه(س)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    پدر حضرت رقيه (ع)

    پدر بزرگوار حضرت رقيه(ع)، امام عظيم ،حسين بن علي(ع) معروفتر ازآن است كه نياز به توصيف و معرفي داشته باشد.

    مادر حضرت رقيه(ع)

    مادر حضرت رقيه(ع)، مطابق بعضي از نقلها، « ام اسحاق» نام داشت كه قبلا همسر امام حسن(ع) بود؛ وآن حضرت در وصيت خود به برادرش امام حسين(ع) سفارش كرد كه با ام اسحاق ازدواج كند، و فضايل بسياري را براي آن با نو بر شمرد. [1]
    و به نقلي، مادر رقيه(ع) « ام جعفر قضاعيه» بوده است ولي دليل مستندي در اين باره، در دسترس نيست . [2]
    شيخ مفيد در كتاب ارشاد ام اسحاق بنت طلحه را مادر فاطمه بنت الحسين (ع) معرفي مي‌كند . [3]
    [1] - زندگاني چهارده معصوم (ع) مرحوم عماد زاده ج1 ص 633 به نقل از اخبار الطول دينوري ص 262، ابصار العين في انصار الحسين (ع) ص 368، كشف الغمه ج 2 ص 216 و عوالم جلد امام حسين (ع) ص 331 از انتشارات مدرسه الامام المهدي .
    [2] - السيده رقيه (ع) تاليف عامر الحلو، ص42 .
    [3] - ترجمه ارشاد ج2 ، ص 137.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    زيارتنامه حضرت رقيه(ع)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    السلام عليك يا سيدتنا رقيه عليك تحيه والسلام و رحمه الله و بركاته السلام عليك يا بنت امير المومنين علي ابن ابي طالب السلام عليك يا بنت فاطمه الزهراء سيده نساء العالمين اسلام عليك يا بنت خديجه الكبري ام المومنين و المومنات السلام عليك يا بنت ولي الله السلام عليك يا اخت ولي الله السلام عليك يا بنت الحسين الشهيد اسلام عليك ايتها الصديقه الشهيده السلام عليك ايتها الرضيه المرضيه السلام عليك ايتها التقيه النقيه السلام عليك ايتها الزكيه الفاضله اسلام عليك ايتها المظلومه البهيه صلي الله عليك و علي روحك و بدنك فجعل الله منزلك و ماواك في الجنه مع ابائلك و اجدادك الطيبين الطاهرين المعصومين السلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار و علي الملائكه الحافين حول حرمك الشريف و رحمه الله و بركاته و صلي الله علي سيدنا محمد وآله الطيبين الطاهرين برحمتك يا ارحم الراحمين .

    ترجمه زيارتنامه حضرت رقيه(ع)

    درود بر تو اي بزرگ ما رقيه كه بر تو باد احترام و سلام و عنايات و بركات خداوندگار ما. به تو اداي احترام مي‌كنم اي دخت امير المومنين علي بن ابي طالب، در برابر عظمتت تعظيم مي نمايم اي دختر فاطمه زهرا كه مادرت بزرگ زنان دو جهان است، تسليم مقام توام اي دختر يادگار خديجه كبري، كه سمت مادري داشت بر مردان و زنان با ايمان. سلام بر تو اي دختر ولي خدا. درود بر تو اي خواهر دوست خدا. سلامتي بر تو اي دخت حسين شهيد . دعا نثارت اي كه هستي راستگو و حاضر در دينت . سلام بر تو اي كه از راهت راضي بودي و خدا از مسيرت خشنود. در برابرت خاضعم اي پرهيزكار و پاكيزه‌تن ف تحيت بر تو اي تزكيه شده برتر، تسليم مقام توام، اي كه بودي  در مظالم و با ارزشت همه را تحمل كرده افشا نمودي . صلوات خداوند بر تو و بر روح تو و جسمت . خداوند تبارك و تعالي خانه و زندگي تو را در بهشت قرار داده در كنار پدران و اجداد پاك و گرامي معصومت . درود بر شما به آنچه كه صبر كرديد. پس چه زندگي زيبايي در انتظار شماست . و نيز به فرشتگان پاسدار حرمت كه نگهبان مقامات مي‌باشند كرنش مي‌كنم و در خاتمه با تمام وجود به خاندان معظم رسول خدا محمد (صل الله عليه وآله و سلم) دعا كرده و الطاف و مراحم الهي را مسئلت مي‌كنم .


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    شجره خانوادگي حضرت رقيه(س)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    از مقامات معروف و مشهور در دمشق، مرقد حضرت رقيه(ع) دختر خردسال حضرت ابي عبدالله الحسين(ع) است، كه در ششم صفر سال 61 هجري، در خرابه شام، از شت سوز و گذرا در فراق پدر، جان به جان آفرين سپرد.
    فرزندان امام حسين(ع)
    با ملاحظه كتب و اقوال گوناگون، مجموع فرزنداني كه به ‌آن امام مظلوم نسبت داده شده هشت دختر است، كه فاطمه كبري و فاطمه صغري وزبيده و زينت و سكينه و ‌آن دختر كه در خرابه وفات كرد ( كه بعضي نامش را زبيده و بعضي رقيه گفته‌اند ) و ام كلثوم و صفيه باشند .
    وسيزده پسر: اول علي اكبر، دوم علي اوسط، سوم علي اصغر، چهارم محمد، پنجم جعفر، ششم قاسم، هفتم عبدالله، هشتم محسن، نهم ابراهيم، دهم حمزه، يازدهم عمر، دوازدهم زيد، و سيزدهم عمران بن الحسين(ع).
    زياده بر اين نيز نسبت داده‌اند كه قولي بسيار ضعيف است.
    مرحولم آيه الله حاج ميراز حبيب الله كاشاني(ره) پس از ذكر مطالب فوق مي‌گويد: اعتقاد مولف ‌آن است كه بر تقدير صحت ماخذ،اين تعدد در اسم بوده نه در مسمي، زيرا كه ‌آن حضرت به قلت اولاد معروف بوده‌است، پس تواند بود كه دو اسم يا زيادتر از اسامي مذكور، براي يك تن باشد و نيز محتمل است كه بعضي از اينها نبيره هاي آن بزرگوار باشند . چنانكه محتمل است كه بعضي از آنها منسوبان او از بني هاشم باشند . چه، آن مظلوم، پدر يتيمان و متكفل امر ايشان بود. [1] آن دختري كه در خرابه شام از دنيا رحلت فرموده و شايد اسم شريفش رقيه(ع) بوده و از صباياي خود حضرت سيدا الشهدا(ع) بوده چون مزاري كه در خرابه شام است منسوب است به اين مخدره و معروف است به مزارست رقيه(ع).


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] |

    تحقيقي كوتاه درباره حضرت رقيه(ع)

    دسته: حضرت رقيه (س),  


    كلمه رقيه، در اصل از ارتقاء به معني «  صعود به طرف بالا و ترقي» است .

    اين نام قبل از اسلام نيز وجود داشته، مثلا نام يكي از دختران هاشم( جد دوم پيامبر اكرم (ص)) رقيه(ع) بوده است، كه عمه پدر رسول خدا (ص) رقيه مي‌شود. [1]
    نخستين كسي كه در اسلام، اين نام را داشت، يكي از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خديجه(ع) است.
    پس از آن، يكي از دختران امير المومنين علي(ع) نيز رقيه(ع) نام داشت، كه به همسري حضرت مسلم بن عقيل (ع) درآمد.
    در ميان دختران امامان ديگر نيز چند نفر اين نام را داشتند، از جمله يكي از دختران امام حسن مجتبي(ع)[2] و دو نفر از دختران امام موسي كاظم(ع) كه به رقيه و رقيه صغري خوانده مي‌شوند .
    اكثر محدثان دو دختر به نامهاي سكينه و فاطمه براي امام حسين(ع) ذكر كرده‌اند؛ اما علامه ابن شهر‌آشوب، و محمد بن جرير طبري شيعي، سه دختر به نامهاي سكينه، فاطمه و زينب (ع) را براي آن حضرت بر شمرده‌اند.


    ادامه مطلب
    نوشته: MR Mosavi| تاريخ:پنجشنبه، 24 دیماه 1388 | نظرات[0] | ادامه مطلب

    بالا
    مقام معظم رهبري نواي كربلا ناله زينب سايت جواد مقدم شيعه والپيپر دانلود نرم افزار با سوران لبخند هاي خاكي هيئت الرضا عليه السلام طراحي قالب هاي دفاع مقدس سرافرازان
    جستجو در وب

    مطالب تصادفي
    مطالب بخش شهدا